نقش خورشيد
Sunday, June 25, 2006
تيرگي مي آيد
دشت مي گيرد آرام
قصه رنگي روز
مي رود رو به تمام
شاخه هايت پژمرده است
سنگها افسرده است
رود مي نالد
جغد مي خواند
غم بياميخته با رنگ غروب
مي تراود ز لبم قصه سرد
دلم افسرده در اين تنگ غروب
سهراب
posted by raha200 @
9:13 AM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home
About Me
Name:
raha200
View my complete profile
Previous Posts
آه ای حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر مي شوي
او
سلام
0 Comments:
Post a Comment
<< Home