نقش خورشيد

Wednesday, September 20, 2006

هديه خدا

و خدا فرمود
در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آن ها را به من هديه داده است
او به من گفت
غمهايت را در جعبه سياه و شاديهايت را در جعبه طلايي جمع كن
من نيز چنين كردم و
غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شاديهايم را در جعبه طلايي
با وجود اين كه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد
اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند ؟
خداوند لبخندي زد و گفت: غمهاي تو اين جا هستند ، نزد من
از او پرسيدم : خدايا، چرا اين جعبه ها را به من دادي ؟
چرا اين جعبه طلايي و جعبه سياه سوراخ را ؟
و خدا فرمود فرزندم، جعبه طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را بداني و جعبه سياه ،تا غمهايت را رها كني

1 Comments:

At Wednesday, September 20, 2006 11:11:00 AM, Anonymous Anonymous said...

از محبتتون ممنونم.
امید وارم لایق این همه لطف دوستان باشم.

 

Post a Comment

<< Home