نقش خورشيد

Tuesday, June 19, 2007

!!!پس چرا عاشق نباشم

من که مي دانم شبی عمرم به پایان مي رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان مي رسد
من که مي دانم که تا سرگرم بزم ومستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد
پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست
بين مرگ و آدمي قول قراري نيست
من که مي دانم اجل ناخوانده و بيدادگر سر زده مي آيد
و راه فراري نيست پس چرا پس چرا عاشق نباشم

5 Comments:

At Tuesday, June 19, 2007 12:52:00 AM, Anonymous Anonymous said...

تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم...

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن.

بازم به ما سر بزن
دوست زیبا عزیز و خوب

 
At Tuesday, June 19, 2007 6:12:00 AM, Anonymous Anonymous said...

بی تو مهتاب شبی از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم
بازم به ما سر بزن
دوست زیبا عزیز و خوب

 
At Tuesday, June 19, 2007 11:56:00 PM, Anonymous Anonymous said...

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند//من در راه كهكشان ها به دنبال ستاره ام مي گردم اي طلوع خاموش من ...... خورشيدي را به من هديه كن تا به رنگ زلفكان گندم زاريت باشد.//سخت است هنگام وداع ، آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبوراست پاره ای از وجود تو را نیز خواهد برد//زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی میکنند

 
At Sunday, June 24, 2007 12:58:00 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام.برای یکی از عزیزام نوشته نوشتم دوست داشتین یسر بیاین. خوشحال میشم یا علی...

 
At Sunday, July 01, 2007 10:05:00 PM, Anonymous Anonymous said...

سلام رویا جون من آپم خوشحال می شم سر بزنی عزیز دلم

 

Post a Comment

<< Home